یادداشت

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

تأثیر تبلیغات بر روی جامعه رسانه به عنوان یکی از ارکان زندگی امروز، نقش انکارناپذیری در جامعه پذیری و اعطای نقش به اعضای خود ایفا می کند و به همین دلیل محتوای آن نقشی تأثیرگذار در رسیدن به این هدف برعهده دارد. تصویری که رسانه از زن و نقش وی در ...

خبرنامه

آرشيو موضوعی ادبی هنری

مد ، اصلی ترین ریشه معضل بدحجابی

مد ، اصلی ترین ریشه معضل بدحجابی
یکی از مهمترین ریشه های معضل بدحجابی بازار نامناسب لباس است و انتظار بیجای مسئولین برای استفاده از پوشش مناسب در جامعه بازار عرضه و تقاضا برای پوشاک و لباس در جامعه بسیار زیاد است تولید کنندگان نیز به دنبال سود خود هستند و برای کسب درآمد بیشتر لباس هایی را تولید می کنند که مد روز باشد. اکثر مردم خواستار مد و لباس های شیک، ‌نو، جدید و متمایل به غرب هستند به طوری که مشاهده می شود لباس هایی که در بازار و مغازه ها وجود دارند با فرهنگ ما سازگار نیست. مصرف کنندگان بر نحوه تولید و عرضه ...

جواب مناجات های من …

جواب مناجات های من …
اولین بار که به صورتش خیره شدم سر سفره ی عقد بود. وقتی داشتم انگشتر فیروزه را دستش میکردم. نذر کرده بودم قبل از ازدواج به هیچ کدام از خواستگارهایم نگاه نکنم تا خدا خودش یکی را برایم پسند کند و حالا او شده بود جواب مناجات های من درست مانند رویاهای کودکی و تخیلات نوجوانی ام بود ،با چشمانی درشت، مهربان و مشکی ... هر عیدی که می رسید سریع خبرم می کرد تا برویم النگویی، انگشتری یا زیوری بخریم، و من هربار این جواب را داشتم: «بیشتر از این زمین گیرم نکن. چشم هایت به قدر کافی بال و ...

من، چادر بپوشم! ( آیات حجاب )

من، چادر بپوشم! ( آیات حجاب )
آیه دیگر پیرامون اصل حجاب نیز آیه شریفه ۵۹ سوره مبارکه احزاب است. خداوند  متعال می فرماید: *یا اَیُّها النَّبی قُل لِاَزواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ المُومِنینَ یُدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ...* یعنی:« ای پیامبر! به همسران و دخترانت و نیز زنان مومنه بگو تا جِلباب هایشان را به خود نزدیک کنند (بر بدنشان فرو اندازند).» در مورد معنای جلباب و اینکه آیا همین چادر امروزی که خانم ها می پوشند بوده است یا منظور پوشش بلند مانند مانتوهای بلند بوده و یا مقدار آن کمتر از اینهاست، نظرات مختلفی از مفسران قرآن کریم بیان شده است. ولی قدر اشتراکی و حد مشترک این ...

من، چادر بپوشم! ( عفاف و اخلاق )

من، چادر بپوشم! ( عفاف و اخلاق )
- باشه قبول، حجاب یکی از فروعات اسلامه و مقدارش و نوعش هم همونیه که توی رساله های عملیه اومده. من پذیرفتم.خوبه؟ + آفرین عزیزم . درست زدی به هدف. - خب نمی شه برای اینکه بیشتر با حجاب آشنا بشم و خیالم هم راحت بشه آیات و روایات پیرامون حجاب رو برام بگی؟ + چرا حتما اشاره می کنم ولی قبل از ذکر آیات و روایات پیرامون حجاب باید به یک نکته مهم بپردازم و اون اینکه اصولا حجاب در یک پکیج بزرگتر و مجموعه ای وسیع تر در معارف اسلامی و قرآنی مطرح و تبیین می شه. یعنی ما در معارف ...

من عاشق چادرم هستم …

من عاشق چادرم هستم …
قبلا وقتی دخترهای چادری رو میدیدم میگفتم این چه کاریه که کسی یه پارچه سیاه بیاندازه رو خودش و اون موقع اصلا فکر نمیکردم خودم زمانی چادر به سر کنم، ولی الان عاشق چادرم هستم و دلم نمیخواد زمانی از چادرم دور بشم … واقعا هیچ کس نمی تونه احساس منو وقتی چادر سرمه درک کنه تصمیم به چادر پوشیدنم از اونجایی شروع میشه که احساس کردم اون پوششی که خداوند ازم میخواد رو ندارم . این موضوع رو وقتی متوجه شدم که در حال خوندن قران کریم بودم که به آیه ای رسیدم که خداوند میفرماید: “وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ ...

کشف حجاب داخل تاکسی !

کشف حجاب داخل تاکسی !
دستمو بلند کردم و گفتم: «مستقیم» ماشین وایساد و راننده سرشو تکون داد. سوار شدم. یه کم جلوتر دوتا مرد سوار شدن و یه خانوم هم جلو نشست. من که پشت راننده بودم نگاهم از پنجره به مغازه ها بود و کلاً توجهی نداشتم تا اینکه یه بار که سرمو برگردوندم دیدم خانومه روسریشو انداخته و داره موهاشو مرتب میکنه. سرمو انداختم پایین. خیلی ناراحت شدم. اصلا بهم ریختم. زیر زیرکی یه نگاهی کردم به اون دوتا مردی که کنارم نشسته بودن ببینم اونا چیکار میکنن؛ دیدم ناراحت که نیستن بماند، زول زدن به خانومه !! دیگه آتیش گرفتم. از بی مبالاتی اون زن و بی ...

مفهوم واقعی زیبایی را یافتم!

مفهوم واقعی زیبایی را یافتم!
در دوره ی دانشجویی ام، چند سالی تهران بودم، دو سال اول را در یک خوابگاه خصوصی اسکان داشتم، محیطِ جالبی نداشت، ولی نسبت به خوابگاه های خصوصی دیگر بهتر بود. با اینکه دختر ساده ای بودم و آرایش نمی کردم، به مرور جو آنجا روی من هم تأثیر گذاشت. در مقابل آن همه دخترهای رنگارنگ و ظاهراً خوشگل، احساس کمبود می کردم. وقتی از خوابگاه بیرون می آمدم، بدون روژلب احساس می کردم یک چیزی روی صورتم کم است، ابتدا کم رنگ می زدم، اما بعدها پر رنگ شد! مانتوهایم ، از زیر زانو تبدیل به روی زانو شدن ...

دلت را خانه ما کن، مصفّا کردنش با من

دلت را خانه ما کن، مصفّا کردنش با من
تو نام توبه را بنویس ، امضا کردنش با من دلت را خانه ما کن، مصفّا کردنش با من به ما دردِ دل افشا کن، مداوا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل، کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من بیفشان قطره ی اشکی، که من هستم خریدارش بیاور قطره ای اخلاص، دریا کردنش با من اگر درها به رویت بسته شد، دل بر مکن بازآ در این خانه دق الباب کن، وا کردنش با من به من گو حاجت خود را، اجابت می کنم آنی طلب کن آنچه می خواهی، مهیّا کردنش با من بیا قبل از وقوع مرگ، روشن کن حسابت ...

مرد اگر مرد بود لذت او عفت توست …

مرد اگر مرد بود لذت او عفت توست …
مگر این معشوقه دلبری می داند؟ مگر این چادر عهد قجری عشوه هم می فهمد؟ با دو جمله میتواند بکند مست دلی؟ با نگاهی همه فرهاد کند؟ همه مجنون بشوند؟ هیچ می داند او؟ تو بگو اصلا نازی به صدایش باشد؟ چشمک پر هوسی می فهمد؟ جلوه ی تن، رخ زیبا و ادا ملتفت است؟ هیچ از لذت خندیدن و مستی داند؟ تاب گیسو بلد است؟ من همه اش زیر لبم خندیدم او چه داند تو چگونه دل ما را بردی؟ او چه داند که زن و گوهر هستی چه بود ؟ یاد دیدار نخستت بودم با همه سادگی و حجب و حیا می رفتی نه نگاهت به کسی ،نه زدی چشمک و نه خنده ...

از حجابش یک لحظه غافل نمی شد!

از حجابش یک لحظه غافل نمی شد!
چه حوصله ای داشت! از او تعریف های زیادی شنیده بودم. همه می گفتند دختر بسیار باهوش و درایتی است و از حجاب و ایمانش تعریف می کردند. شهید مریم فرهانیان همیشه در تکاپو بود؛ اما از حجابش یک لحظه غافل نمی شد! خیلی مرتب و منظم بود. همیشه مقنعه و مانتویش را که می شست، طوری روی طناب می کشید که حتی یک چروک هم روی آن نماند. بعد هم که خشک می شد، زیر متکا و تشک پهن می کرد تا صاف صاف شود. در آن معرکه خاک و خون و آتش که آب و برق هم نداشتیم، این ...