یادداشت

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

تأثیر تبلیغات بر روی جامعه رسانه به عنوان یکی از ارکان زندگی امروز، نقش انکارناپذیری در جامعه پذیری و اعطای نقش به اعضای خود ایفا می کند و به همین دلیل محتوای آن نقشی تأثیرگذار در رسیدن به این هدف برعهده دارد. تصویری که رسانه از زن و نقش وی در ...

خبرنامه

آرشيو موضوعی ادبی هنری

داستان عاشقانه ای برای تو (با من ازدواج می کنید؟)

داستان عاشقانه ای برای تو (با من ازدواج می کنید؟)
قسمت اول داستان دنباله دار عاشقانه ای برای تو: با من ازدواج می کنید؟ توی دانشگاه مشهور بود به اینکه نه به دختری نگاه می کنه و نه اینکه، تا مجبور بشه با دختری حرف می زنه ... هر چند، گاهی حرف های دیگه ای هم پشت سرش می زدن ... توی راهرو با دوست هام ایستاده بودیم و حرف می زدیم که اومد جلو و به اسم صدام کرد خانم همیلتون می تونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟ کنجکاو شدم ... پسری که با هیچ دختری حرف نمی زد با من چه کار داشت؟ دنبالش راه افتادم و رفتیم توی حیاط دانشگاه بعد از ...

اعترافات شیطان به یک زن (۷)

اعترافات شیطان به یک زن (۷)
خب!! بازهم میگم شوهر تو هم خیلی مهربونه و دست ودلباز!!! فیلمهای جم هم بهش یاد داد که قلبش رو با زنها قسمت کنه!! من فقط بهش پیشنهاد دادم و اونم استقبال کرد. از روز سیلی خوردنت تا به الان شش ماه طول کشیده! تو در خونه ی پدریت زندگی میکنی و منتظر حکم دادگاهی. هفته ای یکبار هم دخترت رو ملاقات میکنی.امروز هم قراره بری دخترت رو ملاقات کنی! و مجبوری با اون مرد خاین رو در رو بشی! آه چه گذر لذتبخشی بود این مرور چندین ساله!!! حالا تو اینجا مقابلم ایستادی تا تیر خلاص رو که از همون روز در ...

اعترافات شیطان به یک زن (۶)

اعترافات شیطان به یک زن (۶)
نگاه من شیطان را با نگاه خدا اشتباه میگرفتی.و گاهی چنان با زبان خدا باهاتون حرف میزدم که ترجیه میدادید صدای نوازشگر منو که دعوت به گناه و لذتهای کثیف دنیویتون میکنه بشنوید تا صدای ملامتگر و هشدار دهنده ی خدا رو که دعوت به خوشبختی ابدیت میکنه! آخه این ذات شما انسانهاست! اکثرتون عجولید.نقد و ول نمیکنید به حساب نسیه!!! بهشتی که من براتون تو اینجا قاتی اینهمه کثافت ساختم خیلی قابل دسترس تر و راحت تره تا بهشتی که خدا ساخته.یعنی این بخاطر تبحر من در گمراه کردن شماست!! شاید بهتر بود خدا به شما حق انتخاب نمیداد ...

اعترافات شیطان به یک زن (۴)

اعترافات شیطان به یک زن (۴)
خلاصه از همون روز رفتم تو نخ تو و زندگیت. تو و شوهرت واقعا خیلی عاشق هم بودید.عشق شما اذیتم میکرد.آخه وقتی با اون بودی صورتت آروم بود.میخندیدی.خیلی دلم میخواستدذاسیر شک و سواست کنم و درگوشت بخوانم مراقب شوهرت باش و یواشکی گوشیشو چک کن ولی حیف که تو گوشت نمیرفت. آخه بدجوری بهش اعتماد داشتی.پس باید راه سخت تر ولی پر مزیت تر رو انتخاب میکردم. کم کم باهات رفیق ترشدم. در گوشت خوندم : من واقعا نگران زندگی تم. این مرد واقعا کیمیاست. دیدی تو جامعه چقدر دزد زندگی ریخته؟!باید از این به بعد حواست به خودت باشه. گفتم ...

اعترافات شیطان به یک زن (۳)

اعترافات شیطان به یک زن (۳)
هههههه!!!! چه دعوای مفصلی راه انداختید تو چهارراه!!! ملت هم مثل من میخندیدند. چونکه بعضیاشون مثل من از دیدن این صحنه ها خوششون میاد. خوب حق دارن! اینم تفریحیه واسه خودش.تو با کیفت افتادی به جون اون زن و اونم روسریتو درآورد موهاتو پریشون کرد. امان از این دوستت ندا که همیشه کاسه ی داغ تر از آش بود. هیچ وقت ازش خوشم نمیومد. بخاطر همین مختو زدم باهاش بهم بزنی. اون هی میکشیدت کنار و روسریتو برداشت انداخت سرت. اون زن به مردهایی که میخواستن از تو سواش کنن حرف استخون سوزی گفت. نه که فکر کنی من یادش دادما نه. ...

اعترافات شیطان به یک زن (۲)

اعترافات شیطان به یک زن (۲)
اون که رفت اومدم سراغ تو! باید یک فکری برای توهم میکردم.آخه بدجوری گریه میکردی. باورت نمیشد بعد یازده سال از دست کسی که پیش همه بزرگش کرده بودی کتک بخوری!! حقت بود!!! من بارها بهت گفته بودم به این مرد اعتماد نکن! چندبار بهت گفتم موبایلشو چک کن.چندبار گفتم برو دنبالش تا محل کار ببین چی کار میکنه! چندبار گفتم حواست باشه با کی میره با کی میاد.اینها رو همه رو اون خواهر و مادرش یادش دادند. اصلا از کجا معلوم اونا براش دختره رو پیدا نکردند؟ !!پاشو پاشو زنگ بزن به مادرشوهرت هرچی دهنته بارش کن و براشون خط ...

اعترافات شیطان به یک زن

اعترافات شیطان به یک زن
اعترافات شیطان به یک زن : وقتی که عربده میکشید برسرت من اونجا بودم!!! گریه ها تو دیدم! توگوشت نجوا کردم غصه نخور! این مرد لیاقت تو را نداره !یادته؟تو میون ضجه هات تکرار کردی حرفم رو، اما نه به من بلکه به او! ومن گفتم بله  همین درسته! باقی حرفهایی هم که بهت یاد داده بودم رو گفتی.اون عصبانی شد خیلی عصبانی.!! تا دیدم سرت گرم داد و قاله رفتم سراغ او! بهش با تشر گفتم:واقعا که هیچ بویی از مردونگی نبردی.همینطوری راحت نشستی تا اون هرچی دلش میخواد بارت کنه؟؟میبینی داره بهت میگه عوضی زن باز!!! تو که زن ...

در کارهای منزل به همسرتان کمک کنید!

در کارهای منزل به همسرتان کمک کنید!
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر ما در منزل وارد شد. فاطمه (علیها السلام) نزدیک دیگ غذا نشسته بود ومن هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند، عرض کردم بفرمایید. اظهار داشتند: بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم؛ هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند :‌ ۱- مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده، شب ...

داستان واقعی از عواقب شوخی با نامحرم

داستان واقعی از عواقب شوخی با نامحرم
دختری حدود ۲۰ ساله در دانشگاه برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و می گفت: "من عاشق شده ام!" گفتم: عاشق چه کسی؟ گفت: عاشق شوهر خاله ام شده ام! و این صرفا یک عشق ظاهری و قلبی نیست بلکه قضیه ازدواج در میان است! به خانمش که خاله من است گفته می خواهی از زندگی من بیرون برو می خواهی بمان من می خواهم زن بگیرم! فقط به او نگفته که زن دومم دختر خواهر خودت است!”‌ گفتم: “چند سالش است لابد خیلی خوش تیپه !؟”‌ گفت: “ شاید برای دیگران نباشه چون حدود ۶۰ سال دارد ولی برای من هست!”‌ گفتم: “حتما ...

منجلاب گناه

منجلاب گناه
من تو خانواده مذهبی بزرگ شدم..ولی خواهرام اعتقادات خودشونو داشتن اهل نماز و روزه بودن، ولی اهل تیپ زدنم بودن و مخالف چادر! بخاطر همین وقتی از دوره راهنمایی چادر و انتخاب کردم کلی باهام مخالفت کردن، ولی از اونجایی که من اعتقاداتم با اونا فرق میکرد و عاشق چادر بودم با تمام مخالفتاشون چادرو زمین نزاشتم، تا چند سال بعد از ازدواج همونطور چادری،اهل نماز و دعا... ولی یک سالی بود که همه چیرو کنار گذاشته بودم راستشو بخواید فکر میکردم با چادر و بی آرایشی خیلی از دنیا و آدمای اطرافم عقب موندم. میخواستم یه جورایی خودمو نشون بدم میخواستم ...