یادداشت

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

تأثیر تبلیغات بر روی جامعه رسانه به عنوان یکی از ارکان زندگی امروز، نقش انکارناپذیری در جامعه پذیری و اعطای نقش به اعضای خود ایفا می کند و به همین دلیل محتوای آن نقشی تأثیرگذار در رسیدن به این هدف برعهده دارد. تصویری که رسانه از زن و نقش وی در ...

خبرنامه

مجموعه خاطرات شهداء پیرامون توصیه به حجاب ۹

_شهید سید محمود سبیلیان
مرد و زن نامحرم در اتاق دربسته نباشند!
بعضاً خانمها مراجعه می کردند و احیاناً قصد داشتند مطالب محرمانه ای هم مطرح کنند که نمی خواستند کسی بشنود؛ لذا وقتی به اتاق محمود وارد می شدند، در را پشت سرشان می بستند. اما محمود بلند می شد، در را باز می کرد و از یکی از نیروها می خواست جلو در بایستد.
می گفت: «هیچ گاه نباید مرد و زنی نامحرم، تو اتاقی در بسته باشند
(سودای عشق، ص ۷۵٫) ( پا به پای شهدا(۸)عفاف و حجاب،ص۷۱)

_شهید علی نوری مبینی
به خاطر بدحجابی همکلاسیها از ادامه تحصیل خودداری کرد!
نسبت به حجاب خیلی تعصّب داشت. از بدحجابی و بی حجابی و عدم رعایت شئون اسلامی سخت متنفّر بود. از همان دوران نوجوانی در مورد این مسئله حساسیت نشان می داد و امر به معروف و نهی از منکر می کرد و توصیه به حجاب را پیش گرفته بود. اگر در حالی بود و نمی توانست تذکّر بدهد یا احساس می کرد تذکّرش مؤثر واقع نمی شود، آن محل را ترک می کرد.
سال ۵۴ که در رامهرمز درس می خواند، تصمیم گرفت در امتحان ورودی رشته پرستاری شرکت کند. از رامهرمز آمد و چند روز نشست و شبانه روز درس خواند و در امتحان ورودی رشته پرستاری شرکت کرد.
به رغم این که داوطلبان بسیاری شرکت کرده بودند، قبول شد و به روستا برگشت و خبر قبول شدنش را به ما داد. خیلی خوشحال بود. کیف و اثاثیه اش را برداشت و رفت که مشغول تحصیل در این رشته شود. سه روز بعد دیدیم علی برگشت! به او گفتم: «نرفته، آمدی!» گفت: «ای بابا! با این وضعیت حجابی که آن جا هست و طرز بر خوردهای ظاهری آنها، مگر می شود درس خواند.!»
گفتم: «حالا برنامه ات چیست؟» گفت: «فعلاً از ادامه تحصیل در این رشته، به رغم علاقه ام، منصرف شده ام، شاید به دانشسرای تربیت معلم رفتم، تا خدا چه خواهد؟»
(عطر شقایق، صص ۲۳- ۲۴٫) ( پا به پای شهدا(۸)عفاف و حجاب،ص۶۶)

_ شهید اسماعیل معینیان
دلم می خواهد مثل مرواریدی باشی داخل صدف
اگر روزی من نباشم، تو باز هم همین چادر و حجابت را داری؟
با تعجّب نگاهی به صورتش انداختم و گفتم: «من به چادر افتخار می کنم. قطعاً که همیشه با چادر می مانم. مگر از اوّل نداشتم؟»
گفت: «دلم می خواهد به یقین برسم. دلم می خواهد خاطرم را جمع کنی. دلم می خواهد مثل مرواریدی باشی که داخل صدف است
گفتم: «مطمئن باش من همان طوری زندگی می کنم که تو بخواهی.»
(فرهنگ نامه شهدای شهرستان سمنان، ج۸، ص۶۵۱٫) (پا به پای شهدا(۸)عفاف و حجاب،ص۱۷)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *