یادداشت

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

تأثیر تبلیغات بر روی جامعه رسانه به عنوان یکی از ارکان زندگی امروز، نقش انکارناپذیری در جامعه پذیری و اعطای نقش به اعضای خود ایفا می کند و به همین دلیل محتوای آن نقشی تأثیرگذار در رسیدن به این هدف برعهده دارد. تصویری که رسانه از زن و نقش وی در ...

خبرنامه

واکنش علما در برابر کشف حجاب در زمان رضا شاه

در جریان کشف حجاب در زمان رضا شاه ، روحانیان نیز همانند مردم در برخورد سیاسی و اجتماعی با پدیده نفی چادر، به دو دسته تقسیم شدند:
_ گروهی که تعدادشان بسیار انگشت‏ شمار بود، با پذیرش نفی چادر، برای خود دلایلی می‏ آوردند
همچنین در میان طرفداران کشف حجاب، محمد تقی اصفهانی بود که چنین استدلال می‏ کرد: «آقایان علما، اگر شما میل ندارید سخنان ناشایست بشنوید از تعقیب عقاید کهنه خود دست بردارید… شما ما ایرانیان بیچاره را راحت نمی‏گذارید و مخلوقات زیبایی را که برای ما آفریده شده، در زیر چادر و چاقچور پنهان می‏ کنید». در همان زمان، یکی از بانوان مدافع چادر چنین پاسخی به او می ‏دهد: «ما این شخص را می‏شناسیم؛ او شاپو یا عمامه را در مواقع لازم بر سر می‏ گذارد»
(گروه تاریخ معاصر، ۱۳۷۹، ص ۳۳)
برخی ملبسین با این دلایل، این گونه وارد عرصه سیاسی و اجتماعی شدند و حتی به لباس و روحانیت خود نیز در نفی چادر خاتمه دادند.

_ گروه دوم که تقریبا اکثریت قریب به اتفاق علما و مراجع و روحانیان را شامل می‏شد، به مقاومت در برابر نفی چادر در عرصه‏ های سیاسی و اجتماعی پرداختند. برخی با مأموران و رضاشاه درگیر شدند، برخی با ایراد خطبه و تبلیغ، به تکفیر نفی‏ کنندگان حجاب و چادر پرداختند، عده‏ای به زندان‏های سیاسی رفتند، گروهی تبعید شدند، برخی به اعلام نارضایتی و مخالفت اکتفا نمودند و گروهی هم به خاطر دفاع از حفظ چادر و جایگاه آن در میان زنان، مورد شکنجه و آزار و اذیت و توهین و افترا قرار گرفتند. سید ابوالقاسم کاشانی و آیت ‏الله حائری نیز به مقابله پرداختند.
آورده‏ اند که بعد از ماجرای مسجد گوهرشاد «آقای شیخ عبدالکریم حائری در قم مطلب را با وحشت تلقّی کردند و از غصه این موضوع بیمار شدند و حدود یک‏سال پس از ماجرا، از همان بیماری از دنیا رفتند؛ همچنین مرحوم حاج میرزا محمد آقا خراسانی، فرزند مرحوم آیت ‏الله خراسانی، پس از رفتن آقای قمی به عراق (و انتشار اعلامیه‏ ای توسط ایشان علیه دولت ایران) دنباله قضیه را در مشهد تعقیب نمودند که ایشان را دستگیر کردند و به تهران آورده و او در تهران و در زندان وفات نمود»
(مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، ۱۳۷۳، ص ۱۲۵)

در نقلی دیگر، چنین آمده است: «رضاشاه با عنوان اینکه این لباس، لباس اسیری است و لباس ذلّت است و کفن است، چادر زن‏ها را گرفت. بهلول که هنوز هم زنده بود [همراه با علمای دیگر] به مسجد گوهرشاد رفت و مخالفت کرد و گفت: مردم! از ما هر چه بود گرفتند، که چادر فاطمه زهرا (علیهاالسلام) باقی مانده است، آن را اقلاً ما می‏خواهیم حفظ کنیم… که آن؛ به توپ بستن و مخالفت به وقوع پیوست»
(همان، ص ۱۳۲)

درباره واکنش رضاخان به اعتراض شیخ محمد تقی بافقی، یکی از روحانیان، چنین نقل می‏کند: «… [بعد از ورود به حرم] رضاخان و مأمورانش حاج شیخ محمد تقی [بافقی] را پس‏گردنی زدند و بیرون آوردند و پای ایوان آینه داخل صحن، به پشت خوابانیدند و او با دست خودش شروع کرد به زدن به پشت حاج شیخ محمد تقی. حاج شیخ نیز از آن زیر می‏گفت: یا صاحب الزمان، یا صاحب الزمان. آخرش شیخ محمد تقی را بردند به محبس بسیار تاریکی که روز و شبش معلوم نبود؛ جای یک نفر بیشتر هم نبود، به طوری که خوابیدن نیز برایش مشکل بود. بنده خدا مدتی طولانی در آنجا بود. روز می‏بردندش به استنطاق… چیزی نتوانستند ازش بگیرند، اما چه بلاها که بر آن بیچاره وارد شد، خدا می‏داند و بس. خدا رحمتش کند… که او را بعدها به زندان عمومی بردند و بعد از یک‏سال حبس به اقامتگاه جاری در شهر ری محوم کردند»
(شکوری، ۱۳۷۴، ص ۳۴۹)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *