یادداشت

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

نقش زنان در پشت پرده پیام های بازرگانی (فرهنگ مصرف گرایی)

تأثیر تبلیغات بر روی جامعه رسانه به عنوان یکی از ارکان زندگی امروز، نقش انکارناپذیری در جامعه پذیری و اعطای نقش به اعضای خود ایفا می کند و به همین دلیل محتوای آن نقشی تأثیرگذار در رسیدن به این هدف برعهده دارد. تصویری که رسانه از زن و نقش وی در ...

خبرنامه

چادر جزئی از هویت زن ایرانی

یادم می‌آید همین چند سال پیش بود که مادرم پارچه چادری را وسط اتاق روی زمین پهن کرد تا برش بزند. بعد هم چادر را جلوی آینه سرش می‌کرد و چندین بار می‌چرخید و از دیگری کمک می‌گرفت که آیا کاملاً درست قیچی زده است و کوتاهی و بلندی ندارد؟ روزهای خاطره‌انگیزی بود.

 شاید ماهی یک‌بار یا دو بار در خانه ما این اتفاق ـ برش و دوختن چادر ـ تکرار می‌شد. بعضی‌اوقات همسا‌یه‌ها نیز پارچه‌های چادری خود را به منزل ما می‌آوردند تا مادرم برای آن‌ها برش کند و بدوزد. معتقد بودند، دست مادرم خوب است؛ هم برای آن‌ها آمد دارد و هم این‌که مادرم خوب چادر برش می‌کند.

یادش به خیر، دیگر از این روزها در خانه ما خبری نیست. هم مادرم دیگر چشمی برای دوختن چادر ندارد هم این‌که اکنون نیازی نیست پارچه چادری بخریم و کسی آن را برش کند. چادرهای آماده، بازار را قبضه کرده است. همه مدل چادر در بازار یافت می‌شود. چادرهای دوخته‌شده در جعبه‌‌های بسته‌بندی، آماده و بدون زحمت، فقط باید در قبالش پول بپردازی. چادر دوخته‌شده یا ندوخته به هر صورت جزئی جدایی‌ناپذیر از زن ایرانی شده است. باورها و سنت‌های عمیقی پشت این پارچه مشکی است که نمی‌توان به‌راحتی آن را در معادلات مربوط به مسائل زنان ایرانی نادیده گرفت. این‌که این پوشش با این ویژگی‌ها سوغات اعراب مسلمان و فاتح بوده یا ریشه در فرهنگ اصیل و باستانی ایران دارد، جای مناقشه اهل‌فن است؛ اما هرچه که هست چادر حجاب ملی ماست؛ یک حجاب کاملاً ایرانی.

فرازوفرودهای چادر

 می‌گویند اولین نشانه‌‌های وجود پوشش برای زنان به‌پیش از میلاد مسیح و دوره فرمانروایی آشوریان برمی‌گردد. در آن دوره، حجاب مشخصه خاص زنان اشرافی و نجیب‌زاده بود و زنان طبقه پایین و متوسط، اجازه برخورداری از آن را نداشتند چراکه ازنظر آنان، حجاب برای زنان اشرافی، زینت محسوب می‌شده است.

 در تمدن فنیقی‌ها نیز که چهار هزار سال پیش از میلاد می‌زیستند زنان آن‌ها دارای حجاب بودند و برای پوشش خویش از پارچه‌هایی به سرخ‌رنگ استفاده می‌کردند. زنان آریایی نیز دارای حجاب بودند به‌ویژه زنان طبقات بالای اجتماعی که برایشان حجاب دارای ارزش ویژه‌ای بود. در بین یونانیان نیز رسم بود که زنان حتی صورت‌های خویش را با قسمتی از روپوش بسیار ظریف بپوشانند. دختران اسپارتی هم پس از ازدواج حجاب می‌گرفتند.

 در ایران باستان نیز حجاب وجود داشت. در میان مجسمه‌های باقیمانده از این دوران، پیکره‌هایی از زنان پوشیده به چشم می‌خورد که نشانه اعتقاد ایرانیان باستان به حجاب به‌عنوان نماد پاکی و پاک‌دامنی است. بر اساس همین روایت پس از میلاد مسیح، حجاب زنان فقط در مراسم عزاداری به‌صورت پارچه‌ای بلند که با سنجاق روی کلاه زنان وصل می‌شد، مورداستفاده قرار می‌گرفت. همچنین در آن زمان حجاب برای زنان به معنای مصون ماندن از خطرات احتمالی، کاربرد داشت؛ چنانچه زنی به‌تنهایی به مسافرت می‌رفت، با استفاده از چادر، خود را به‌نوعی در برابر حوادث و اتفاقات می‌توانست مصون نگه دارد.

 درواقع در ایران باستان چادر قبل از حضور دین اسلام به‌عنوان مقوله‌ای ملی مطرح بوده است. تا بدآنجا که برخی محققان و اندیشمندان پوشش اسلامی را نتیجه تعامل فرهنگی بین اعراب و ایرانیان دانسته‌اند.

 یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که زنان ایران‌زمین از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بوده‌اند حجاب کامل شامل پیراهن بلند چین‌دار و شلوار تا مچ و شنلی بلند روی لباس‌ها داشته‌‌اند این حجاب در دوران پارس‌ها نیز معمول بوده است. در همه آن زمان‌ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان با آزادی در محیط بیرون خانه رفت‌وآمد و همپای مردان کار می‌کردند در زمان ساسانیان نیز علاوه بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول بود.

 همچنین گفته می‌شود در ایران قبل از اسلام در میان زرتشتیان استفاده از چادر رواج داشته و پوششی بوده که موی سر زنان را پوشانده و تا نزدیکی‌های زانو می‌آمده است. برای همین است که می‌گویند چادر بیشتر از آن‌که پوششی عربی باشد پوششی ایرانی است.

چادر در میان اعراب

 چادر به صورتی که در میان ایرانیان معمول است ـ چادر بلند که تا پایین می‌رسد ـ در میان عرب‌ها معمول نبوده ولی چیزی شبیه نیمه چادر رایج بود، چیزی که نه مثل مقنعه و روسری کوتاه بود و نه مثل چادر خیلی بلند. این حجاب شاید تا کمر و کمی پایین‌تر می‌رسیده است. می‌گویند عرب‌ها از پوششی به نام «درع» که پیراهن بلندی بوده و ملحفه که همان چادر بوده است و مقنعه استفاده می‌کردند و درع هم پیراهن بلندی بوده که تا پشت پا می‌رسید و آستین‌هایش بلند و گشاد بوده و ملحفه هم چادری بوده که به خودشان می‌پیچیدند. در دوره اسلام نیز حجاب یا چادر وسیله‌ای برای بالا بردن شأن و منزلت زنان در جامعه تلقی می‌شد. به‌بیان‌دیگر چادر با بالا بردن حس اعتمادبه‌نفس زن به او جایگاه ویژه‌ای در میان مردم و اجتماع می‌داد. درواقع حجاب نشان‌دهنده جایگاه اجتماعی زن بود. در همین دوران زنانی که به اصول اخلاقی و اجتماعی پایبند نبودند، اجازه برخورداری از چادر را نداشتند.

 علی‌رغم این دوره‌ها که ذکر شد در دوره قاجار بود که نشانه‌های کشف حجاب خودنمایی کرد. مسافرت‌های ناصرالدین‌شاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت پوشش زنان اروپایی تأثیر بسزایی در رواج بی‌حجابی داشت تا این‌که در دوره پهلوی سفر رضا‌شاه به ترکیه و مشاهدات وی نیز از بی‌حجابی وی را مصمم ساخت که زنان ایرانی را به داشتن لباس متحد‌‌الشکل مجبور کند لذا کشف حجاب در سال‌های باقی‌مانده حکومت رضاخان اجباری و حجاب‌ اسلامی مظهر عقب‌ماندگی شمرده شد.

انقلاب اسلامی، نقطه عطف چادر

 در حال حاضر آنچه به‌عنوان چادر برای پوشش زنان در ایران مورداستفاده قرار می‌گیرد، نقطه عطفی به نام انقلاب اسلامی دارد که اگرچه پیش از انقلاب اسلامی فقط در میان خانواده‌های مذهبی رواج داشت، پس از انقلاب اسلامی کاربرد آن شکلی همگانی گرفت و اغلب زنان به استفاده از‌ آن راغب شدند تا این‌که با گسترش ورود زنان به عرصه‌های مختلف اجتماعی خصوصاً فتح زمینه‌های شغلی مردانه احتیاج به پوششی که علاوه بر حفظ ارزش‌ها و اصالت‌های چادر، امکان فعالیت اجتماعی بیشتری را به زنان بدهد کاملاً احساس شد از سوی دیگر روند رو به افزایش مد و مدگرایی نیز سبب شد که چادر هم تحت تأثیر همین دنیای هزار رنگ مد قرار گیرد.

 از این زمان به بعد بود که انواع مدل‌های چادر وارد بازار شد تا پاسخگوی همین نیازها باشد چادر ملی، چادر دانشجویی، چادر عربی، چادر اسلامی، چادر شال دار هم اسم‌های جدیدی است که چند سالی وارد فرهنگ پوششی ما شده است.

 اگرچه این چادرها از شکل و حالت سنتی خود خارج‌شده است ولی به دلیل طرح‌هایی که بر روی آن صورت گرفته استفاده از آن در اماکن مختلف تا حدودی آسان‌تر شده است.

 تاریخ ورود چادرهای مدل جدید را می‌توان سال ۸۳ عنوان کرد. این چادرها اگرچه کمی شبیه چادرهای عربی بودند ولی به دلیل تغییرات خاص آن به چادر ایرانی و ملی معروف شدند. یکی از ویژگی‌های شاخص این چادرها بسته بودن جلوی آن و آستین‌دار بودنش است.

 برای پوشیدن این چادر دیگر نیازی به انداختن آن بر سر نیست و مهارت پوشیدنش به‌سختی چادرهای معمولی نیست. طراحی این چادر به‌گونه‌ای است که پوشش آن بیشتر به یک مانتو شباهت دارد تا چادر. خانم‌های ایرانی حالا به‌راحتی می‌توانند در محل کار خود چادر سر کنند و نگرانی از جمع‌کردن دسته‌های چادر و خاکی شدن آن نداشته باشند.

چادرهای ملی اولیه گشاد بود که در جلوی آن دکمه‌هایی هم تعبیه‌شده بود اما پس از گذشت مدتی چادرهایی تنگ‌تر به سبک مانتو همراه با نواردوزی بر آستین‌ها و لبه‌های چادر از سادگی آن کاستند. به گفته یک طراح چادر، این مدل چادرها موردتوجه قشر وسیعی از جوانان و نوجوانان قرارگرفته است تا جایی که از تیرماه سال ۸۳ تاکنون بیش از هشت هزار زن و دختر ایرانی از آن استقبال کرده‌اند و آن را برای حفظ حجاب، متانت و حضور در جامعه پوششی مناسب می‌دانند چراکه در این طرح هم زیبایی حفظ‌شده و هم در پوشش و حفظ وضعیت زنان در حالت‌های مختلف کمک بزرگی به آنان می‌کند.

چادرهای ژاپنی

آیا تابه‌حال فکر کرده‌اید که سالانه چند هزار متر چادر مشکی در ایران به مصرف می‌رسد؟ بنا به گفته مسئولان، نیاز بازار ایران به چادر مشکی سالانه چیزی حدود ۳۰ میلیون مترمربع است که تا به امروز یک کارخانه نساجی نیز برای تولید یک‌صدم این میزان نیز تلاشی نکرده است.

اگر یک‌بار به راسته چادر فروشی‌های بازار تهران سری بزنی و سراغ چادر مشکی را بگیری اولین سؤالی که فروشندگان از شما می‌کنند این است الگانس می‌خواهی یا میتسوبیشی؟ با خود می‌گویی من برای خرید چادر آمده‌ام نه ماشین! درواقع این دو مارک گران‌ترین و پرطرفدارترین نوع چادر هستند که توسط همین شرکت‌ها با همین مارک تولید می‌شود. گران‌ترین نوع پارچه الگانس و میتسوبیشی حدود ۱۰۰ هزار تومان است و ارزان‌ترین هم حدود ۲۰ هزار تومان. البته چادرهایی با قواره ۲۵۰ هزار تومان نیز در بازار یافت می‌شود این در حالی است که قیمت تولیدی این پارچه در کشورهای تولیدکننده ۳ دلار است.

برای همیشه می‌ماند

 اما در کنار تمام این حرف‌وحدیث‌ها، چادر راه خود را می‌رود. شاید تا چند سال آینده دیگر چادر عربی، دانشجویی و شال دار مد نباشد اما چادر مشکی همیشه هست و خواهد بود. شاید ازاین‌روست که سازمان میراث فرهنگی اخیراً چادر را به‌عنوان حجاب اقوام ایرانی به ثبت ملی رساند. چادر همچنان مسیر خود را از قرن‌ها پیش تاکنون طی می‌کند. چادر جزئی از هویت زن ایرانی است که حتی به‌زور سرنیزه رضاخان نیز تسلیم نشد.

منبع: روزنامه – جام جم

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *